|
|
درمان فیزیکی ! |
|
|
ساخت و سازهاي بالاي 1800 متر تخريب ميشود
از ماه آينده برخورد جدي با هرگونه تخلف در ساختوساز اعم از تجاوز به حريم ساختوساز در ارتفاعات بالاي 1800 متر، حذف پاركينگ، تغيير كاربري و ساختوساز بدون مجوز از سوي بساز و بفروشها، ارگانها، خردهدلالها، افراد ذينفوذ و توده مردم آغاز خواهد شد...متن کامل
از ماه آینده ، امان از این ماههای آینده !!
|
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 10:40  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
کلکسیون حادثه |
|
|
کوهنوردی ما ، کلکسیون حادثه !!
کوه نوشت را ورق می زدم و پست ها را مرور ! سقوط ، مرگ ، نجات عباراتی بود که در اغلب پست های آرشیو به چشم می خورد . حادثه پشت حادثه ، زمستان و تابستان هم نمی شناسد ! به این فکر کردم اگر پدری پست امروز مرا بخواند آیا اجازه می دهد فرزند جوانش به همراه دوستانش جمعه به کوه برود . رسانه ملی هم که نذر دارد هر سه ماه یکبار فیلم سراسر حادثه کوهنوردی لمس خلا را پخش کند خدا نکند یک مادر این فیلم را ببیند ؛ " کوهنوردی تعطیل تا سیزده بدر که بریم دارآباد تاب بازی !! "... فکر ها می آمد و می رفت ... یاد دغدغه بخشی از حرفه خودم افتادم ؛ آمار تکان دهنده جهانی از مرگ ماهیانه تعداد کثیری از خبرنگاران . با خود گفتم اما در کشور ما کوهنورد ها بیشتر دچار حادثه می شوند و می میرند یا خبرنگارها ؟!! *سه كوهنورد مشهدي كه در بینالود گرفتار برف و سرما شده بودند ديروز نجات يافتند.25/11/83 * عظیمی کوهنورد پیشکسوت در ارتفاعات شمال تهران مفقود شد . 21/12/83 * مرگ دو دانشجو در دره دالان کوه 4/12/83 * مدیرعامل سازمان هلیکوپتر سازی در سانحه سقوط از کوه مصدوم شد 28/1/84 * سرپرست كوهنوردي"فولاد اصفهان"در حین غار نوردی غرق شد 28/1/84 * يك كوهنورد ۶۰ ساله هنگام بازگشت از قله سه هزار مترى «اَوِرسى» اروميه با سقوط به دره جان سپرد.12/2/84 * در مسیر آبشار دو قلو به پناهگاه شیر پلا به علت خارج شدن دو نفر از کوهگردان از مسیر اصلی باعث ریزش تخته سنگ گردید که در پی این حادثه هر دو آنان بلافاصله جان باختند و به علت اصابت سنگ به یکی از کوهنوردان ( از گروه شقایق کرج ) در مسیر اصلی ، ایشان مصدوم شدند.28/3/84 * 2 نفر از كوهنوردان گروه كوهنوردي آرش استان تهران از ارتفاعات «سن بران» شهرستان ازنا در ارتفاعات اشترانكوه سقوط كردند. 17/3/84 * بر اثر ریزش کلاهک یخی برفچال در منطقه حسن در متاسفانه یک گردشگر کشته و 5 کوهنورد به شدت مصدوم شدند25/4/84 * «بيتوجهي به هشدارها» سرنوشت مرگ را براي كوهنوردان جوان رقم زد 25/5/84 *جسد «اميرحسين دليلي» كوهنورد 22 سالهاي است که در کلک چال سقوط کرده و کشته شده بود پیدا شد 24/5/84 *يك تيم 11 نفره كوهنوردي قزوين در دره «اندرسم» چالوس ناپديد شد.23/5/84 * ابوالقاسم يزدانى از مسير آبشار يخى به قله دماوند صعود كردو ديگر بازنگشت. 19/5/84 *اصغر بيرانوند 48 ساله ـ نقاش و خطاط خرمآبادي در حین کوهنوردی جان سپرد 13/5/84 * سقوط يك كوهنورد45 ساله در ارتفاعات شمال تهران 22/6/84 * جسد کوهنورد جوان در ساقزچی اردبیل شناسایی شد .22/8/84 * 4كوهنورد كه قصد صعود به ارتفاعات لرستان ( كلوجنون ) را داشته اند دچار حادثه شدند 27/9/84 *اعضاي گروه كوهنوردي دانشگاه آزاد اسلامي اراك پس از ساعت ها گرفتار شـدن در يكي از صخره هاي قله " لجور" شهرستـان " شازند " نجات يافتند .8/9/84 * " مهدي ابراهيمي " كوهنورد تهراني ، در ارتفاعات شمال تهران گم شد 2/10/85 * بهرام جعفری جوان 30 سالهاي هنگام صعود به قله دماوند بر اثر سقوط جان باخت. 6/9/84 * كشف جسد كوهنورد جوان در منطقه پلنگ چال 25/10/84 *جوانی به نام مهدي ملانظر است به دليل شرايط نامساعد جوي و سقوط از بلندي و سرماي کوهستان ، جان خود را از دست داد .24/10/84 * جسد یک کوهنورد سالخورده که در ارتفاعات شمال شهمیرزاد مفقود شده بود پیدا شد .29/11/84 * تیم 8 نفره کوهنوردی از کارکنان یکی از سازمانها پس از گرفتار شدن در برف و بوران نجات یافتند 24/11/84 * کیوان ارجمندی به دلیل غفلت ، به ته دره سقوط کرد 22/11/84 * کوهنوردی به نام ابوالفضل زمانی در منطقه دره اوسان واقع در قله های توچال نا پدید شد 22/11/84 * جسد «مهرداد قانع» كوهپيماي مفقود دارآباد پيدا شد 18/11/84 * نجات چهار کوهنورد در ارتفاعات همدان 5/11/84 * سه كوهنورد در قله " قب آسماني " سميرم جان باختند 16/12/84 * امدادرسانان آتشنشاني 8 كوهنورد را از مرگ حتمي در توچال نجات دادند 8/12/84 * نجات 3 جوان کوهنورد گم شده در ارتفاعات شمال تهران 7/12/84 * كشف جسد كوهپيمايي كه از ارتفاعات «كمر كوه» سقوط كرده بود 16/1/85 * کوهنورد پیشکسوت «احمد اخوان» پس از سقوط در توچال به شدت از ناحيه دو پا دچار آسيب شد 14/1/85 * كوهنورد كهنسال در ارتفاعات دارآباد ناپديد شد 20/2/85 * نجات كوهنورد از عمق دره ای در کلکچال 19/2/85 * نجات دو كوهنورد شيرازي مفقود شده 30/3/85 * 3كوهنورد از مرگ حتمي در سبلان رهايي یافتند 17/3/85 * مرد 32 سالهاي بر اثر بي احتياطي از ارتفاعات توچال سقوط كرد. 5/4/85 * جوانی 17 ساله پس از3 روز ناپدید شدن در ارتفاعات توچال, پیدا شد .29/6/85 * كشف بقاياي جسد كوهنورد جوان در دارآباد 19/7/85 * امدادگران قم چهار كوهنورد تهراني را نجات دادند 26/7/85 ... خواستم بنویسم ادامه دارد ... گفتم نه خدا نکند زبانم لال ... که یاد مطلبی از عباس بهرامی نیا افتادم ، گفته بود : " بعد از ٣ روز بارش سنگين برف در راه شير پلا به سنگ سياه مردي را ديدم که با کفش اسپرتکس شلوار جين و يک پيراهن آستين سه رب و بدون هيچ چيز ديگري حتي کلاه و دستکش يا يک لقمه نان و آب و ... از کنار ما رد شد! با خودم فکر کردم اگر الان باد شديدي دربگيرد اين مرد ظرف کمتر از نيم ساعت از دست خواهد رفت (بگذريم از اينکه چندين نفر را درگير نجات خودش خواهد کرد ) و بدتر از همه اين است که در رسانهها اعلام ميکنند کوهنوردي در اثر باد و کولاک شديد در ارتفاعات شمال تهران جان خود را از دست داد! " ...نمی دانم این بنده خدا الان زنده است یا نه و یا شاید بعدا به این آرشیو اضافه شود .. باز گفتم نه خدا نکند ! اما همه اش که خدا نکند پس ما چه کاره ایم ... اتفاقا عباس بهرامی نیا هم گفته بود " واقعا چاره چیست ؟ " آرشیو بالا افکارم را در هم و بر هم کرده بود که با این خبر جدید هم مواجه شدم ؛ حادثه ای برای یک کوهنورد اما از نوعی دیگر :
نجات كوهنوردي از چنگ خرس وحشي
واحد مرکزی خبر : كوهنوردي ايلامي در ارتفاعات مله گون ايلام اسير دوخرس شد اما جان سالم به در برد . الياس حيدري بااشاره به فرار يكي از خرسها گفت : هنگامي كه با خرس دوم درگير شدم , ران چپ و بازوهايم به شدت زخمي شد اما توانستم با فشار بر گلوي خرس اين حيوان وحشي رامجبوربه عقب نشيني كنم. وي كه 56 سال دارد پس از 10 روز بستري امروز " يكشنبه " از بيمارستان مرخص شد و تصريح كرد: خرس وحشي كه گويا براي مدت كوتاهي راه تنفسش قطع شده بود پس از اين جدال طولاني مرا به حال خود رها كرد و رفت .
... خلاصه گل بود به حمله خرس هم مزین شد !! |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 8:42  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
عکس روز |
|
|
بارش !
این روزها ! عکس از : میثم حسینی |
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 8:3  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
وبلاگ یک دوست |
|
|
پرونده گم شده سلطانزاده را ندیدید ؟!
حسین سلطانزاده از جمله خبرنگاران جوان ، فعال و خوش ذوق خبرگزاری میراث خبر است . وبگردهای اخبار کوهنوردی قطعا با گزارشهای خوب ، متوالی و متنوع او آشنایند . او حالا با رویکردی جالب و با پرونده گم شده به جمع وبلاگ نویسان عرصه طبیعت و گردشگری پیوسته تا برای آرمانهایش بنویسد نه شرح وظایف سازمانی !! به قول خودش ؛ رسالت من رهايي از قيود و پيشداوريها و روشن شدن زواياي نامفهوم گردشگری و ورزش است كه با زندگي من چند سالي است گره خورده و شايد باز هم نشود !!
|
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 7:42  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
اردوی مربیان و پیشکسوتان |
|
|
براي صعود به قله آرارات دومين اردوي انتخابي تيم مربيان و پیشکسوتان كوهنوردي برگزار ميشود
دومين اردوي انتخابي تيم ملي پيشكسوتان و مربيان كوهنوردي ايران با هدف صعود به قله آرارات تركيه 4 آبان برگزار ميشود. به گزارش خبرگزاري فارس، براي ارتقاي سطح فني، برنامه ريزي، مديريت و هدايت مربيان كوهنوردي، اين فدراسيون دومين اردوي انتخابي تيم ملي را با حضور مربيان فعال در عرصه آموزش جهت صعود به قله آرارات (5137 متري) برگزار مي كند از 26 كوهنورد براي حضور در اين مرحله كه به مدت 2 روز در ارتفاعات البرز مركزي برگزار مي شود، دعوت به عمل آمده است. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 6:53  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
عكس روز |
|
|
مظلوميت امروز !
اي دل ! ايام محرم كه يادت هست ؟ آنگاه كه ما شيعيان دل سوخته هر سال به يادحماسه يكهزارو چند صد سال پيش آزادمرد كربلا و در رثاي آنچه بر او و ياران با وفايش ، ابوالفضل ، خواهرش زينب ، علي اكبر و علي اصغر گذشت نوحه و شيون سر مي دهيم ، بر سر و سينه ميزنيم و بر شمر و يزيد لعن و نفرين مي فرستيم ... اي دل اين آه و فغان را چه سود كه يزيد و يزيديان زمان را نمي شناسي ... اي دل چه سود كه نمي داني آنچه دل حسين ( ع ) را امروز خون كرده چيست ؟ كربلاي معاصر كجاست ؟ ... و تو فقط عاشورا به عاشورا محزون به عزاي حسيني زار زار گريه مي كني و مي سوزي و به تبرك آن ايام ديگ ديگ قيمه نذر مي كني !! ...
... اي دل ! اي دل يا بگذار بگويم : اي زنده كش مرده پرست ؛ ظالم و مظلوم اكنون را بشناس كه كوفيان هم آن زمان نشناختند و چنان شد !
|
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 15:28  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
ناگفته ها ! |
|
|
در گفت و گويي با رضا زارعي ناگفتههاي آخرين افتخار يك رئيس با صعود نخستين زن مسلمان بر فراز بلندترين قله جهان، پرونده 20 ساله افتخارات صادق آقاجاني نيز بسته شد؛ اما اين صعود نيز با ناگفتههاي فراواني همراه بود. پس از يك سال و در جريان تغييرات مديريتي فدراسيون كوهنوردي، براي نخستين بار پس از بيست سال گفت و گويي در قالب "ناگفتههاي آخرين افتخار" به عنوان اولين گزارش از صعودهاي انجام شده در منطقه هيماليا از سوي مربي تيم بانوان صعودكننده به اورست ارائه شد. در جريان جنگ جهاني دوم و حضور مستشاران خارجي، به ويژه آلمانها در ايران، كوهنوردي دچار تحولات اساسي شد و به شكلي جدي پايهگذاري شد؛ به خصوص حضور ولف گتر آلماني و پس از آن لهستانيها و فرانسويها در منطقه علم كوه و دماوند كه همراه با انجام كارهاي بزرگ بود. همين انگيزهاي شد براي كوهنوردان ايراني كه پيرو اين اقدامات فعاليت هاي خود را آغاز كنند. كوهنوردان ايراني براي نخستين بار در دهه 50 با حمايت سازمان تربيت بدني فعاليت هاي برون مرزي خود را با اعزام تيم هاي ملي به منطقه هيماليا و شناسايي بلندترين قله جهان (اورست) آغاز كردند. آنها در سال 1355 براي نخستين بار موفق شدند به عنوان اولين 8 هزار متري، قله ماناسلو (هشتمين كوه مرتفع جهان) را به صورت مشترك با تيمي از ژاپن صعود كنند. پس از آن، در سال 1356 صعود آزمايشي براي صعود اورست (8850 متر) از جبهه شمالي تا ارتفاع 7500 متر صورت گرفت تا سال بعد، اين قله به تسخير ايرانيان درآيد. با وقوع انقلاب اسلامي اين اتفاق با تاخير 20 ساله، در سال 1377 به وقوع پيوست و تيم مردان ايران موفق شد اين قله را به تسخير خويش درآورد. كوهنوردي بانوان نيز مانند ساير رشتهها، باتوجه به عدم حمايتهاي مالي و امكاناتي به لحاظ فني و تجربي، روز به روز از مردان فاصله گرفت. با طرح ادغام انجمن ورزش بانوان با فدراسيونها، انگيزه اي ايجاد شد تا رئيس وقت فدراسيون (صادق آقاجاني) طرح اعزام بانوان به اورست را در راس كارهاي خود قرار دهد و تصميم بگيرد، اين صعود را به هر قيمتي به اجرا درآورد. اينكه چرا با اين سرعت و با اطلاع از سطح پايين كوهنوردي بانوان، با كمتر از 4 ماه اردو اين برنامه طراحي شد، سؤالي بود كه در اين مصاحبه با حضور رضا زارعي، فاتح 5 قله 8 هزار متري و مربي تيمهاي اعزامي به منطقه هيماليا از سال 1378 و سرمربي تيم بانوان در اردوهاي آمادگي و انتخابي اورست 84، به آن پرداخته شد. متن اين گفت و گو را در زير ميخوانيد:وقتي پايين مي رسيم، همه چيز را فراموش مي كنيم !!
برنامه صعود اورست بانوان چگونه و با چه هدفي طراحي شد؟ هسته اوليه صعود از سوي بانوان در سال 81 ريخته شد. بعد از تجربياتي كه فدراسيون از اورست 77 به دست آورد و باتوجه به جهشي كه در كوهنوردي مردان ايجاد شد، براي تكان دادن كوهنوردي بانوان، به يك محرك قوي احساس نياز ميشد. با وجود تجربه بسيار كم بانوان در هيماليانوردي، چرا اورست به عنوان اين محرك انتخاب شد؟ ورزش بانوان در اختيار انجمن ها بود. از سويي، با پيش آمدن بحث جابجايي رؤساي فدراسيون ها، آقاجاني رئيس وقت فدراسيون مصمم بود كه اگر تصميم به تغيير وي باشد، حتما اين صعود را انجام دهد. روي اين اصل فشار زيادي به انجمن و فدراسيون آورد تا اين كار به مرحله نهايي برسد؛ اما تجربه تلخي كه از صعودهاي ماكالو و شيشاپانگما به لحاظ عدم حمايت مالي سازمان تربيت بدني داشت و باتوجه به اينكه هنوز چك هاي اين دو صعود برنامه پرداخت نشده و شخص آقاجاني مقروض بود، برنامه 81 را لغو كرد. با اجراي طرح ادغام ورزش بانوان و آقايان، فدراسيون تصميم گرفت با برعهده گرفتن مسئوليت، يك صعود بزرگ را در سال 84 آغاز كند. از سويي، ورزش تا اندازه زيادي در جامعه رشد كرده و مورد اقبال همه اقشار جامعه بود. در چنين شرايط مناسبي، اين صعود مي توانست براي فدراسيون و شخص آقاجاني نتايج درخشاني در پي داشته باشد. براي همين خيلي سريع بحث صعود در نظر گرفته و سعي شد با استناد به تجربيات بسيار اندك بانوان (مراپيك، پومري، نيرخواه و آرارات) و صرفا به پشتوانه تيم باتجربهاي از مردان، اين صعود به مرحله اجرا برسد. نظرتان درباره صعودهاي ايرانيان در هيماليا به شكل توريستي (اكسپديشن) و نه ملي، چيست؟ اكسپديشن همان هيئت اعزامي است كه مي تواند به صورت مشترك، تجاري يا ملي باشد. نخستين صعودي كه انگليسيها انجام دادند، با نقش آفريني بالاي نپالي ها صورت گرفت و فاتح اورست كنار يك باربر نپالي به قله رسيد. از دهه 70 با توجه به حوادثي كه در هيماليا نوردي رخ داد، كوهنوردي به يك ورزش خطرناك بدل شد. از سويي، بيشتر كشورها از اعزام تيم ها به شكل ملي سرباز زدند و بحث شركتهاي تجاري پيش آمد. هر چند كشورهاي اروپاي شرقي با توجه به هزينههاي بالاي هيمالانوردي، همچنان كوهنوردان خود را در قالب تيم هاي ملي حمايت مي كنند. البته بحث بستن قرارداد با شركت هاي توريستي در منطقه از سوي دولتهاي نپال و پاكستان نيز به وجود آمد. پس مي توان گفت كه خيلي از كشورها با حمايت شركت هاي توريستي، هيمالايانوردي مي كنند. تا به امروز هيچ تيم ايراني نتوانسته به شكل مستقل در هيماليا فعاليت كند؟ نمي توان به اين شكل قضاوت كرد چراكه از يك دهه فعاليت نبايد انتظار پيشرفت بيشتري داشت. از سويي، ايرانيان روي 7 هزار متريها كاملا مستقل عمل كرده اند؛ با توجه به اينكه در منطقه پامير هزينه باربر بسيار بالا است. در سال جاري تيم بانوان تركيه بدون حمايت از سوي شركت هاي توريستي و كاملا مستقل با چهار كوهنورد بر فراز قله اورست ايستاد؛ اما بانوان ما سال گذشته با توجه به اظهارات خودشان كاملا توريستي صعود كردند. اگر اين مسئله درست است، لزوم ملي عنوان كردن آن چيست؟ حرفه اي يعني بدون اكسيژن صعود كردند. چند كوهنورد وجود دارد كه بدون اكسيژن اين قله را صعود كرده اند؟ تمامي تيمهاي حاضر در منطقه از 8 هزار متري، با اكسيژن صعود كردند؛ اما تيم بانوان با توجه به اينكه اسم نخستين زن را يدك مي كشيد و از طرفي، هزينه بسيار زيادي صرف آن شده و باتوجه به اينكه سطح تيم ما به لحاظ تجربه از ديگران بسيار پايين تر بود، نياز به پشتيباني بالاي داشت. براي همين بانوان از 7 هزار متري با اكسيژن به تلاش خود ادامه دادند. بهتر نبود از 7 هزار متريها شروع مي كرديد؟ در اين موضوع چند نكته وجود دارد؛ اول بحث مالي بود. اگر قرار بود ابتدا روي 7 هزار متري ها كار شود، بايد يك هزينه اضافي صرف مي شد. احتمال شكست هم خيلي زياد بود و در صورت عدم موفقيت روي 7 هزار متري ها، ضربه سختي بر پيكره كوهنوردي بانوان وارد مي شد و در نهايت اينكه نميشد فرداي كوهنوردي را پيش بيني كرد. در هيچ رشته اي قابليت پيش بيني وجود ندارد. با كمي صبر و برنامهريزي صعود بهتري انجام نميشد؟ شرايط به لحاظ فرهنگي كاملا آماده بود؛ هر چند به لحاظ تجربي خيلي زود بود. براي همين فدراسيون تصميم گرفت اگر قرار است براي يك بار شانس خود را امتحان كند، اورست باشد؛ چه صعود انجام شود و چه نشود. در ايران هم زمانيكه تيمي شكست مي خورد، هر برنامه اي كه بعد از آن اجرا شود، استناد به همان شكست مي شود. اما همين اصرار ممكن بود به قيمت جان يكي از كوهنوردان تمام شود. ( ليلا بهرامي، عضو تيم حمله به قله در ارتفاع 7 هزار متري دچار ارتفاع زدگي شد و در كمپ دو به حالت كما رفته و به شكل معجزه آسايي در ايران به هوش آمد) بحث ليلا بهرامي صرفا روي سهل انگاريها پيش آمد. بخش عمده آن به خود كوهنورد، بخش ديگر به پزشك و بخش ديگر نيز در چارچوب سرپرستي مي گنجيد. مسئله صعود سريع نبود؛ بلكه اعتماد بيش از حدي بود كه سرپرست (صادق آقاجاني) به برخي نفرات داشت. اين احساس به رئيس فدراسيون دست داده بود كه اين نفرات روئين تن هستند و هيچ مشكلي براي آنها پيش نخواهد آمد. اگر سرپرست تيم به بهرامي نيز مانند ديگر نفرات نگاه مي كرد، شايد هيچوقت دچار چنين حادثه اي نمي شد؛ اما در مورد پزشك، بارها اين قضيه را مطرح كردم كه با صعود پزشك به قله مخالف بودم. حضور پزشك در كمپ هاي بالا مي توانست خوب باشد؛ اما به جهت انجام يك امر پزشكي. خود آقاجاني نيز با صعود دكتر گودرزي مخالف بود. اين به دليل فشاري بود كه از سوي معاون سرپرست (اقبال افلاكي) و خود پزشك در كمپ هاي بالا وارد شد كه نفرات صعود كننده نياز به اين امر دارند. البته بهرامي پس از آنكه از كمپ 3 (7300) به كمپ 2 در ارتفاع 6500 بازگشت، در شرايط خوبي بسر مي برد؛ اما اينكه بعدا چه اتفاقي مي افتد، قابل پيش بيني نبود. يكي از عواملي كه باعث شد حال وي رو به وخامت رود، ماندنش در كمپ دو بود؛ چيزي كه لزومي نداشت. تجربه نشان مي دهد بهرامي بايد مستقيما به كمپ اصلي باز مي گشت. نبايد از اين مسئله غافل شد كه نمي توانيم با صراحت بگوييم كه اين بيماري به دليل اورست بوده است. ممكن بود در هر ارتفاع ديگري هم پيش بيايد. چرا پزشك تيم بحث ارتفاع زدگي را رد كرد؛ در حاليكه پزشكان خارجي حاضر در منطقه نيز به اين مسئله تاكيد داشتند؟ بحث ادم (ارتفاع زدگي) تا زمانيكه به كمپ اصلي و كاتماندو (پايتخت نپال) برسيم، مطرح بود؛ اما پزشك تيم كاملا با آن مخالفت مي كرد و شرايط روحي را عامل اصلي عنوان مي كرد؛ هر چند نبايد اين شرايط را ناديده گرفت. به طور مثال زمانيكه در كمپ دو بهرامي با تيم بازگشت از قله روبرو شد، شوك خيلي بدي به وي وارد شد. مسئله اي كه هيچكس تا به امروز آن را مطرح نكرده است. مي توانيد از افرادي كه آن زمان كنار بهرامي بودند، بپرسيد چراكه همين نفرات با روبرو شدن فاتحان قله با وي مخالف بودند چون احساس مي كردند تاثير بدي بر روحيه بيمار خواهد گذاشت؛ اما زمانيكه همه فكر مي كردند بهرامي بيهوش است، با روبرو شدن با نفرات شروع كرد به گريه كردن و با اين شوك از همان شب حالش رو به وخامت گذاشت. چرا بهرامي در كمپ دوم ماند؟ اين به بحث سرپرستي برميگردد. احساس مي كنم وي حواسش كاملا به تيم حمله بود. از سويي، وقتي بهرامي با پاي خود به كمپ دوم بازگشت، ديگر از وي غافل شد؛ حتي زمانيكه دچار اين حادثه شد، با استناد به شناختي كه از قبل داشت، باورش نمي شد وي دچار حادثه شود. چرا سرپرست تيم از شرايط و توانمندي واقعي نفرات بياطلاع بود؟ در پايان آخرين اردوي تداركاتي و انتخابي تيم ملي در همان محل اردو، رئيس فدراسيون از من و ساير مربيان خواست با توجه به عجله اي كه در بستن تركيب داشت، نفرات را معرفي كنيم. اين برخلاف اردوهاي قبل بود چراكه در هر انتخابي، مربيان با برگزاري يك نشست و بررسي تمامي شرايط، تيم را مي بستند؛ اما اين بار فرق مي كرد. از ميان 14 كوهنورد باقي مانده، بايد 5 نفر به عنوان تيم اصلي انتخاب ميشدند. از مخالفين انتخاب بهرامي بودم. تمامي مدارك در اين مورد موجود است. آخرين نفري بود كه از من راي گرفت. در جريان انتخاب تيم حمله به قله نيز به وي راي ندادم. باتوجه به شناختي كه در اردوها از وي داشتم، مي دانستم نه به لحاظ جسمي و نه به لحاظ روحي، شرايط حضور در اورست و صعود به قله را ندارد. پس چگونه در تركيب قرار گرفت؟ از نظر من حضور وي ميان 14 نفر آخر هم جاي بحث داشت. زمانيكه به عنوان مربي بانوان با انتخابش مخالفت كردم، رئيس فدراسيون صراحتا اعلام كرد وي جزء تيم من است؛ حتي اگر مجبور باشم با هزينه شخصي وي را به اورست ببرم. ساير نفرات هم به همين شيوه انتخاب شدند؟ برخي افراد باوجود عدم صلاحيت فني، صرفا به دليل نفوذ هم استانيهايشان ميان مربيان و فدراسيون انتخاب شدند و اين منحصر به يك استان نبود. به اين شكل كه ديگران در جريان اردوها بيشتر به نفر رسيدگي كردند تا در تيم اعزامي و حتي تيم حمله قرار بگيرد. خيلي از نفرات در اين شرايط بالا آمدند. ميان تيم اصلي اعزامي به اورست نام همسر شما نيز بود. آيا حضور وي نيز با اين شرايط فراهم شد؟ زمانيكه از 14 نفر نهايي و مربيان درمورد انتخاب تيم اعزامي نظرخواهي شد، همسرم به عنوان پنجمين نفر انتخاب شد. فرض بگيريم مربيان براي من وي را انتخاب كردند؛ اما 14 نفر نهايي نيز بر اساس مدارك موجود، وي را به عنوان پنجمين نفر برگزيدند. پس اين شايستگي را داشت؛ اما متاسفانه حضور وي به عنوان همسرم باعث شد كه حتي سرپرست، شايستگي هايش را ناديده بگيرد و در حقش اجحاف شود. در تمامي برگه هاي نظرخواهي خواسته شده بود مشخصات كامل خود را نيز قيد كنند؛ اگر به اين شكل نبود، فكر مي كنيد باز هم همسر شما پنجمين نفر بود؟ پس اين نشان دهنده بي صداقتي افراد است. آيا در فضايي كه نفوذ و سفارش از سوي مربيان و حتي رئيس فدراسيون حرف اول را مي زند، مي توان انتظار صداقت داشت؟ متاسفانه هميشه اين مسائل وجود داشته است. چرا همسر شما با وجود مجوز صعود، در تركيب تيم حمله قرار نگرفت؟ از سوي هم تيمي هاي خود دچار كم لطفي قرار گرفت و فضا به شكلي ايجاد شد كه به سرپرست اين احساس دست داد كه نبايد جزء تيم حمله باشد. فكر نمي كنيد در مورد همسرتان احساسي برخورد مي كنيد؟ مسئله حضور در تيم اعزامي يك مسئله بود و انتخاب نشدنش ميان تيم حمله بحث ديگر؛ اما احساسات بخش از زندگي هر انسان است و مي تواند عاقلانه يا غيرعاقلانه باشد؛ اما در مورد ساير اعضاي تيم مي توانم بگويم 90 درصد احساساتم را كنار گذاشتم. باوجود اينكه نفرات اصلي و داراي مجوز صعود مشخص بودند، لزوم حضور نفرات ذخيره (دو خانم و دو آقا) به مدت سه ماه در ارتفاعات پايين چه بود؟ حضور نفرات ذخيره به اصرار برخي مربيان و معاون سرپرست بود؛ حتي در كاتماندو نيز سرپرست برنامه تصميم گرفت آنها بازگردند؛ اما همين نفرات وقتي در بيس كمپ متوجه شدند كه مجوز ندارند، باوجود عدم توانايي براي بالا آمدن آن هم به خاطر بدي حالشان مدعي شدند كه اگر مي دانستيم، نمي آمديم. چرا ديگر شاهد حضور دو خانم فاتح اورست در عرصه كوهنوردي نيستيم؟ متاسفانه در سيستم ما زمانيكه كسي به موفقيت مي رسد، آنقدر در موردش احساسي برخورد مي شود كه فرد از خودش هم مي ترسد؛ حتي حاضر نمي شود در يك دوره مربيگري هم شركت كند چراكه مبادا از كسي پايين تر قرار بگيرد. اين فرد ديگر تمام شده است. شايد اگر در مورد تقدير از اين ورزشكاران معقولانه تر برخورد مي شد، چه بسا مي توانستيم از تجربيات صعودشان در كوهنوردي بانوان بهره ببريم. فدراسيون آنها را رها نكرده است؟ شايد هم آنها، كوهنوردي و فدراسيون را رها كرده اند. روزيكه از قله باز مي گشتيم، يكي از آنها در كمپ سه گفت: "وقي پايين برسيم، به همه مي گويم با چه مشقتي به قله رسيدم و چقدر ديگران براي من زحمت كشيدند"؛ اما وقتي رسيد پايين گفت: "در دوران كودكي به مادرم گفتم به عنوان اولين زن، اورست را صعود ميكنم". اين دو يك بار هم از كسي كه كارابين و يومار (وسيله حمايتي كوهنورد روي طناب) را به طناب متصل مي كرد يا از كسي كه كپسول اكسيژن و كيسه خوابشان را حمل كرد، نام نبردند. (فقط براي اينكه به هرقيمتي شده به قله برسند) بحث اينجا است كه وقتي پايين مي رسيم، همه چيز را فراموش مي كنيم و به راحتي اعلام مي كنيم اورست راحت بود و توريستي صعود كرديم. تيم بانوان ايران اسفند 83 با تركيب هفت كوهنورد، كنار تيم مردان با تركيب هفت ورزشكار و 3 مربي با سرپرستي صادق آقاجاني، رئيس وقت فدراسيون، پس از حضور در اردوهاي تداركاتي با هدف صعود قله اورست راهي نپال شد. خرداد 84 لاله كشاورز و فرخنده صادق همراه تيم حمله مردان موفق شدند بر فراز بلندترين قله جهان بايستند. منبع : خبرگزاري فارس-توسط پروين ايماني / پيوند اطلاع يابي از :سرود كوهستان |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 16:20  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
عکس روز |
|
|
روز ورزش
هر روز ، روز ورزش ! عکس از : جواد مقیمی |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 10:25  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
از علی آبادی |
|
|
هر جا صلاح باشد جابجا می کنیم !
دیروز صبح رئیس سازمان تربیت بدنی با شرکت در کنفرانس رسانه ای به سئوالات خبرنگاران پاسخ و به تشریح عملکرد یکساله خود پرداخت . ...علی آبادی در پاسخ به تغییرات صورت گرفته در ریاست فدراسیون ها گفت : مسئولان سازمان تربيت بدني با كسي مشكلي ندارند و هر كجا صلاح بدانند جابجاييها را با اصول منطقي و كار كارشناسي انجام خواهند داد ! ...علي آبادي در پاسخ به سوال خبرنگاري كه پرسيد در مجامع خبري و ورزشي اين روزها شنيده ميشود كه شما قصد داريد دستگاه ورزش را رها كنيد و به وزارت راه ! برويد، توضيح داد: تا جايي كه يادم است از سال 53 كه وارد پستهاي مديريتي شدم، همواره براي خدمت آماده بودهام !! ... ادامه
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 10:20  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
کابل برگردان ! |
|
|
کابل برگردان فدراسیون کوهنوردی ! تلفن های تماس با فدراسیون کوهنوردی بدلیل کابل برگردان مخابرات چند روزی دچار اختلال شده ، لطفا مجددا شماره گیری نفرمائید !... کابل برگردانها گفته اند تا شنبه !
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 10:6  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
نجات تهرانی ها در قم ! |
|
|
امدادگران قم چهار كوهنورد تهراني را نجات دادند معاون امداد و نجات جمعيت هلال احمر استان قم از نجات يافتن چهار كوهنورد تهراني با كمك امدادگران استان قم خبر داد. بهرامي به خبرنگار واحد مركزي خبر در قم گفت: اين كوهنوردان جوان بدون آشنايي با كوه دوبرادران در قم عصر يكشنبه از بيراهه قصد صعود به ارتفاعات اين كوه را داشته كه با تاريك شدن هوا از ادامه مسير باز مانده بودند. وي افزود: اين كوهنوردان به علت سرماي هوا و در امان ماندن از خطر حيوانات و پرندگان وحشي به ناچار تا سپيده دم در شيارهاي كوه پناه گرفته بودند و همزمان با اذان صبح يكي از آنان با استفاده از تلفن همراه خانواده خود را از مشكل پيش آمده مطلع مي كند تا از هلال احمر ياري گيرند. معاون امداد و نجات جمعيت هلال احمر استان قم تصريح كرد: پس از گزارش اين حادثه، صبح ديروز امدادگران هلال احمر قم به همراه كوهنوردان حرفه اي به محل اعزام و پس از چهار ساعت تلاش، كوهنوردان گرفتار را نجات دادند.
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 9:59  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
صعودی برای آلزايمر! |
|
|
همزمان با صدمين سال شناخت بيماري آلزايمر 10 نفر به قله كليمانجارو صعود كردند هفته گذشته به مناسبت صدمين سال شناخت بيماري آلزايمر يك تيم بينالمللي از حاميان بيماري دمانس به قله 5800 متري كليمانجارو واقع در تانزانيا صعود كردند. اين صعود بيش از صد هزار دلار درآمد داشته است. طبق آمار مجله پزشكي لانست هر 7 ثانيه يك نفر در جهان به دمانس مبتلا ميشود در حال حاضر 24 ميليون نفر و تا سال 2040 ، 81 ميليون نفر به آن مبتلا خواهند شد. خانم ميلاني لگ 25 ساله از انجمن آلزايمر جهاني، انگلستان موفق شد تا به همراه ديگران از كشورهايي چون تركيه، هنگ كنگ، آمريكا و كانادا در مدت 7 روز و 6 شب در جنگلهاي استوايي تا يخچالهاي طبيعي راه پيمايي نمايد. صعود آلزايمر با هماهنگي انجمن آلزايمر جهاني كه متشكل از انجمنهاي آلزايمر سراسر دنياست، ترتيب يافته بود. |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 9:55  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
اردوی سنگنوردی |
|
|
اردوي انتخابي تيم ملي سنگنوردي مردان و زنان ايران داير شد اردوي انتخابي تيم ملي سنگنوردي مردان و زنان ايران به منظور شركت در رقابتهاي سنگنوردي قهرماني آسيا داير شد. پس از برگزاري رقابتهاي انتخابي ۱۹سنگنورد مرد و سه سنگنود زن جهت شركت در اردوي انتخابي و آمادهسازي تيم ملي دعوت شدند. اردوي مردان در قرارگاه فدراسيون كوهنوردي و اردوي زنان در سالن تربيت بدني زنجان برگزار ميشود. اين اردو تا چهارم آبان ماه ادامه خواهد يافت. اسامي سنگنوردان به شرح زير است : سنگنوردان زن بهاره مرادي و فاطمه سليماني از همدان و الناز ركابي از زنجان سنگنوردان مرد * در رشته سر طناب محمد جعفري ، سبحان جعفري، محمد خواجه ، غلامعلي برات زاده، محمدرضا صالحآبادي ، حيمدرضا توزندهجاني، آرتيمش فرشاديگانه، علي صفري ، داود ركابي ، اميرپيريسي ، مرتضي خواجه * رشته سرعت رضا پيل پا، امين عباسي ، عليرضا جواندل ، نويد صوفي زاد، مهدي نمروري ، فرزاد جعفري ، اسماعيل تقيآبادي ، شريف نوري
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 9:52  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
عکس روز |
|
|
این رکورد ایرانی !!
ایرانیها رکوردار خوردن بیشترین مقدار مواد قندی در کمتر از یک ربع ... محل ثبت : سفره افطار ! عکس از : احمد حلبی ساز |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 8:17  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
دنا را بهتر بشناسیم |
|
|
كوه دنا 25 درصد تيرههاي گياهي جهان را دارد كوههاي بلند، تماشاييترين تجلي دستگاه آفرينشاند كه همواره جايگاه وحي و نخستين منبع الهام براي زندگي بشر بهشمار ميآمدهاند. بسياري از تمدنهاي پرمايه و ماندگار در ميان مردم كوهستان پاگرفتهاند و كوه دنا مظهر و نمونهي سرافرازي و سرسختي عشاير و مردمي است كه در كنار آن زندگي ميكنند. شهر سيسخت به مركزيت دنا در 36 كيلومتري مركز استان كهكيلويه و بويراحمد مانند نگيني سبز بر دامنهي كوه دنا، آب و هواي مطبوع و معتدل كوهستاني و آبشارهاي وصف نشدني و بوي آويشن، جويل، گياهان گوناگوني دارد كه آميزش عطر و بوي آنها در كنار تاكستانهاي زيباي انگور، گردو و سيب است. آنچه دربارهي اين شهرستان قابل بيان است، تنوع زياد زيستي در رشتهكوه دناست كه در كشور و حتا جهان نيز بينظير است، بهگونهاي كه 90 تيره از 150 تيرهي گياهي كشور و 360 تيرهي گياهي جهان در آن شناسايي شدهاند. كوه دنا بهتنهايي 60 درصد تيرههاي گياهي كشور و 25 درصد تيرههاي گياهي جهان را در خود دارد. از بلوط، ارزن، بادام وحشي، كيكم، زالزالك، انجير و ارزن بهعنوان مهمترين درختان جنگلي و از گون، علف شمكي، جو وحشي، ريشبزي، ارزن گندم، بومادران، موسير، خارشتر و كلگاوزنان نيز بهعنوان مهمترين پوشش علفي و بوتهيي اين منطقه ميتوان نام برد. اين شهرستان غارهاي عظيمي از جمله دنگزلو، غار يخ و نول و صدها چشمه مانند شرنيك، چشمهي ميثي و چشمهي اسپيد دارد كه با وجود اين چشمهها و چشمههاي بينظير ديگر آن، از معدود كوههاي كشور است كه در هر قسمت از آن چشمههايي زيبا از دل خاك جوشيدهاند. رشتهكوه دنا بهعنوان رفيعترين قلههاي زاگرس به طول حدود 90 كيلومتر مربع مطرح است. منطقهي كوهخيز ايران از لحاظ كوههاي با ارتفاع بالاي چهارهزار متر پس از منطقهي تخت سليمان و علمكوه در كشور است و قلهي قاشمستان (بيژن 3) دنا با ارتفاع چهارهزار و 435 متر بلندترين رشتهكوه زاگرس بهشمار ميرود. كوه دنا 47 قلهي بالاي چهارهزار متر دارد كه قاشمستان يا (بيژن 3) بلندترين و گل فرهاد با ارتفاع چهارهزار و 40 متر كوتاهترين قلهي اين كوه است. منبع : ایسنا |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 7:3  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
داردچي ! |
|
|
داردچي کلاردشت، جاذبهاي براي كوهنوردان
خانههاي داردچي يادگار دوراني است که در کلاردشت، درختان جنگلي راستقامت به وفور يافت ميشد. در رودبارک، نزديک پل مجاور مسجد، دو خانه بزرگ ساخته شده از الوارهاي تنومند ديده ميشود که در فاصله هر دو تنه درخت ملاط گل قرار گرفته و سقف خانه هم تخته پوش است. برف سنگين زمستان 84 و بي توجهي دراز مدت به اين يادمانهاي با ارزش، آنها را در آستانه فروپاشي قرار داده است. چند تايي ديگر از خانههاي اين گونه هم در جاهاي ديگر رودبارک به چشم ميخورد؛ به اين خانهها در محل، " داردچي " ميگويند که گويا واژهاي است مرکب از " دار" به معني درخت و مشتقي از مصدر" چيدن"... کاملتر |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 6:59  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
پیرمرد و آرارات |
|
|
صعودكوهنورد73سالهايرانيبهآرارات واحد مرکزی خبر: كوهنورد 73 ساله ايراني به قله آرارات تركيه صعود كرد . علي اسدي عيديوند به همراه گروه اعزامي هيئت كوهنوردي شركت ملي نفت هفدهم مهر به قله 5140 متري آرارات در تركيه صعود كرد. دراين صعود19 , نفر عيديوند را همراهي ميكردند.علي اسدي عيديوند از بازنشستگان و پيش كسوتان شركت ملي نفت ايران است . |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 6:54  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
آخرین جسد ! |
|
|
جسد آخرين كوهنورد امدادگر كرمانشاهي در ارتفاعات اشترانكوه پيدا شد رييس هيات كوهنوردي استان كرمانشاه گفت: پيكر زنده ياد فرشاد احسانپور آخرين كوهنورد امدادگر كرمانشاهي پس از پيدا شدن در ارتفاعات " كول جنو " اشترانكوه لرستان به زادگاهش كرمانشاه انتقال و به خاك سپرده شد. " بهروز ايزدي " روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: در پي مرگ احسان شهبازي يكي از كوهنوردان كرمانشاهي در ارتفاعات كول جنو يك تيم ۱۲نفره كوهنوردان امدادگر كرمانشاهي براي كمك به اين كوهنورد جوان و حادثه ديده با بالگرد عازم قله شدند. وي گفت: در عمليات تجسس سه تن از كوهنوردان امدادگر گرفتار بهمن شده و در اعماق يخچال كول جنو در زير خروارها برف و يخ مدفون ميشوند. وي افزود: پيكر آخرين كوهنورد امدادگر كرمانشاهي ۲۹۰روز پس ازجست وجوي فراوانو تجسسهاي مكرر توسط گروههاي كوهنوردي كرمانشاه،همنوردان اليگودرز و ازنا و هلال احمر سرانجام هفته گذشته توسط كوهمردان اليگودرزي پيدا شد. ايزدي اضافه كرد: كوهمردان اليگودرزيدر قالب يك تيم ۱۸نفره با جمعي از كوهنوردان تنكابني هفته گذشته به مناسبت گراميداشت ياد حادثه ديدگان كول جنو عازم قله شدند كه پس از بازگشت در داخل دره و دهليز مسير سقوط بهمن موفق به كشف جسد احسانپور ميشوند. وي گفت: پيكر زنده ياد احسانپور پس از انتقال به كرمانشاه روز جمعه در كنار همنوردان فداكار خود زنده يادان مسعود مولايي و مهدي مرزباني با حضور جمع كثيري از مسوولان تربيت بدني، جامعه ورزشي، مسوولان ادارات و اعضاي خانوادههاي كوهنوردان به خاك سپرده شد. |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 6:52  توسط حسين رضايی |
|
||
|
|
دانلود گفتگو |
|
|
فایل صوتی گفتگو با آقاجانی
| ||












