|
|
مالیات محیط زیست |
|
|
آيا محيط زيست ماليات ندارد؟!!
حامد قدوسي در وبلاگ اقتصادي خود با نام يك ليوان چاي داغ نوشته است: «مناطق تفريحي شمال ايران سال به سال شلوغتر ميشود. خصوصا در ايام تعطيلات طي کردن مسير سه ساعتي در عرض هفت هشت ساعت براي مردم عادي شده بود. اين روند هم چنان ادامه پيدا خواهد کرد و وضعيت بدتر هم خواهد شد. دليل آن هم ساده است. درآمد سرانه در ايران با آهنگ ملايمي در حال افزايش است و اتفاقا بخشي از طبقه متوسط جوان ـ که به مسافرت علاقه بيشتري دارد ـ بيش از بقيه از اين رشد بهرهمند ميشوند. بنابراين عجيب نيست که تقاضا براي مسافرتهاي تفريحي به طور پايداري رشد کند و عمده اين تقاضا هم متوجه شمال و کيش شود. از طرف ديگر به علت محدودهاي فيزيکي و ساختاري ظرفيتهاي مسافرپذيري ـ چه براي تردد و چه براي اسکان و گردش ـ در شمال تقريبا ثابت است و يا با آهنگ خيلي کندي رشد ميکند و لذا فشار اين تقاضاي روز به افزون به محيط زيست لرزان جنگلها و درياي شمال وارد ميشود. وضع مرداب انزلي به عنوان يک نمونه عيني در جلو چشمان ما است. بخشي از اين روند اجتناب ناپذير است ولي راههايي هم براي مديريت آن و کاهش اثرات منفي آن وجود دارد. يک راهش اين است که مسوولان تا ديرنشده به فکر بيفتند و بحث ماليات محيط زيستي را فعال کنند تا هم بخشي از تقاضا را مهار کند و هم درآمدي اضافي براي سرمايه گذاري در محيط زيست فراهم کند. اين موضوع در دنيا بحث جاافتاده اي است. بزرگ راهي بين اتريش و آلمان وجود دارد که يک مسير تجاري مهم را خيلي کوتاه ميکند. اشکال اين بزرگ راه اين است که از داخل يک دره ميگذرد و دره با مساله سکونت هوا مواجه است و لذا افزايش بار ترافيکي در اين بزرگ راه باعث انباشه شدن آلودگي در آن دره ميشود. براي مديريت اين موضوع تعرفه عبور از اين بزرگ راه متفاوت از مسيرهاي ديگر است تا هزينه اثرات جانبي منفي ـ يعني آلودگي ـ از رانندگاني که علاقه مند به عبور از آن جا هستند دريافت شود. ممکن است براي جلب رضايت مردم از دريافت ماليات محيط زيستي چشمپوشي شود ولي اين سياست معني جز حراج يک جاي سرمايه منابع طبيعي شمال و انتظار براي نابودي آن در يکي دو دهه آتي ندارد.
|
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 7:31  توسط حسين رضايی |
|
||

