|
|
عاشقي يا خود خواهي ؟! |
|
|
عاشقي يا خود خواهي ؟! ... امروز عصر بچه ها زنگ زدند که بیا دفتر باشگاه آرش ؛ دل ام هری ریخت ... . محمد نوری بی آن که خبری شنیده باشد ، از دیروز به من و یکی دو نفر دیگر گفته بود که : « کوله هایتان را آماده کنید » . یاد مادرم افتادم ، هنگامی که لنگ لنگان یا با دست شکسته یا با سرمازدگی ، به خانه می رسیدم. ما آنان را آزرده ایم... آیا عاشقيم یا خودخواه ؟! کدام دوستی می تواند که در چشمان مادران اینان نگاهی بیاندازد ؟ ... عباس محمدي ( برداشت از وبلاگ سرود كوهستان ) |
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 11:54  توسط حسين رضايی |
|
||
