|
|
بازي تمام شد ! |
|
|
... و اين هم تمام شد !! بيست نفر در هم فشرده و نامنظم در اتاق ۱۲ متري جلسات فدراسيون گردهم آمده بودند تا فردي را كه حدود دو دهه براي ورزش اين كشور کار کرده بود ، ظاهرا به رسم سنتي حسنه توديع كنند . فردي كه حتي اگر منتقدین ستاره دار فدراسيون نقاط ضعف زيادي را بر او و همكارانش وارد مي دانستند اما زير لب و در اعماق ناگفته هاي پنهانشان آنجا كه وجدان فرصتي مي داد تا صادقانه با خود و نه براي ديگران چيزي را بازگو كنند نمي توانستند افتخاراتي كه بواسطه توانائي هاي اين حاجي كوتاه قد مكه نرفته كسب شده بود را انكار كنند !...اما حكم خروج او از ساختمان پاسداران و مراسم نا رسم بدرقه اش را بي سر و صدا در پنج شنبه اي كه معمولا همه فدراسيون ها تعطيل است برگزار كردند و به خاموش ترين وجه ممكن پرونده اش را به محاق فرو بردند ! حكمت اينگونه رفتن چه بود و رسم اينچنين روا كردن چگونه ، بماند ! بماند كه در اين نظر بازي ها ، همان بهتر كه خود را به حيراني زد !! ... كمتر از ده ماه از ماجراي آن اتاق ۱۲ متري گذشت ! حالا اينجا سالن ۱۲۰ متري جلسات دفتر امور مشترك فدراسيون ... مراسم عصر ميان هفته اين سالن مجهز و مزين به حضور گرانمايه جمعي از بزرگان ، مراسم توديع مهندس هوائي است ، آب و هواي خوبي هم دارد ، موز و خيار و هلو و آب معدني و شيريني دانماركي و آبميوه تكدانه و پلاكارد خير مقدم ، كلي آدم اتو كشيده و ...خلاصه گل و بلبل ! راستي خبرنگار هم دارد !! با چه عزتي ، چه احترامي ، چه جمعيتي ، چه سلام و صلواتي ، براي پير مرد مراسم برگزار كردند ، مراسمي به رسم ! و او را تقدير كردند و هديه دادند و كف زدند ... و او هم از مشاور و همكاران وزارت راهي اش كه با خود به فدراسيون آورده بود با لوح سپاسي ويژه تقدير كرد كه البته همه كف نزدند !! ... ادامه اش تكراري است ، با تكرار هم كه در اين روزگار تكراري غريبه نيستي ؟! مشتم از كلمات قصار خالي نيست اما بگذار عاميانه تمامش كنم ، عاميانه و شاعرانه : ... و اين هم تمام شد !! |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 23:14  توسط حسين رضايی |
|
||



هاي ورزشي است ، مجهز به سيستم صوتي و تهويه متبوع و چه و چه . حساب و كتاب هم داشت . آنگونه كه وقتي ظريفي وارد شد و گفتم : بفرمائيد بالا بنشينيد ، گفت : نه جوون ، از قديم گفتن در مجلس بزرگان جائي بنشين كه بلندت نكنند !!