
بعد از سه سال نابساماني بالاخره ديروز فردي از فدراسيون کوهنوردي مقابل اهالي رسانه نشست که عنوان «رئيس» را يدک مي کشيد. محمود شعاعي که سابقه دبيري فدراسيون را هم در کارنامه خود دارد، هفتم آذرماه به سريال تکراري تعويض سرپرست هاي فدراسيون کوهنوردي پايان داد و با کسب 38 راي از جمع 41 راي مجمع، قرار است مجموعه نه چندان همدل کوهنوردي را جلو ببرد.
فدراسيون کوهنوردي که از اين به بعد با نام
فدراسيون کوهنوردي و صعودهاي ورزشي شناخته مي شود، بعد از رياست 17 ساله «آقاجاني»، از سه سال پيش و با پايان مدت رسمي رياست او بدون رئيس فعاليت مي کرد. اگرچه آقاجاني با پايان مدت رياستش هم تحت عنوان سرپرست همه کاره فدراسيون بود اما خيلي زود اختلافات بين او و سازمان بالا گرفت و به رغم اصرار آقاجاني مبني بر برگزاري مجمع عمومي براي انتخاب رئيس جديد، سازمان با اين مساله مخالف بود و سرانجام اين اختلاف نظر هم چيزي نبود جز برکناري آقاجاني، اما سرپرست جديد و مورد حمايت سازمان تربيت بدني يعني «هوايي» هم در اين فدراسيون دوام نياورد و بعد از روبه رو شدن با مخالفت گسترده جامعه کوهنوردي جاي خود را به محمود شعاعي داد تا دبير سابق فدراسيون با خوش اقبالي بين ديگر سرپرستان، بالاخره مجمع را تشکيل دهد و روي صندلي رياست بنشيند.
شعاعي در اين باره گفت؛«اواخر تير ماه با من در اين باره صحبت کردند و من هم قول دادم شرايط را براي برگزاري انتخابات سالم فراهم کنم.»
در اولين اقدام ابتکاري شعاعي و گروهش سه نماينده ورزشکاران، دو نماينده گروه هاي کوهنوردي و دو نماينده مربيان و داوران را با برگزاري انتخابات استاني و يک انتخابات نهايي انتخاب کردند و نهايتاً در مجمعي که با سه سال تاخير برگزار شد، در شرايطي که نمايندگان سه استان به همراه نماينده دانشجويان غايب بودند، شعاعي پنج رقيب ديگرش را کنار زد تا بعد از دبيري و سرپرستي حالا حضور در پست رياست را هم تجربه کند. او از شرايط نابساماني مي گويد که در بدو قبول سرپرستي فدراسيون با آن روبه رو شده بود؛«
مکاتبات بي پاسخ مانده بود، کلاس ها برگزار شده بود اما حکمي صادر نشده بود. شيوه مديريت طوري بود که افراد پيشکسوت و دلسوز منزوي شده بودند و به شکايات مختلف بخش بازرسي فدراسيون هم رسيدگي نشده بود.»
البته شعاعي معتقد است تمام اين مشکلات از آن ناشي مي شد که مديران قبلي زمان کافي براي رسيدگي به امور فدراسيون را نداشته اند، اما موضوع بدهي هاي ميليوني بحث ديگري است که قطعاً کمبود وقت نمي تواند دليل آن باشد. شعاعي که بارها در طول مصاحبه هاي قبلي اش به
يک بدهي 116 ميليوني اشاره کرده بود، اين بار مي گويد؛«هدف من از بيان اين مشکل مظلوم نمايي نيست. فدراسيون در حالي اين ميزان بدهي به وجود آورده که کل بودجه اش 150 ميليون تومان بوده است. اسناد و مدارک اين بدهي موجود است و تمام اين مبلغ بابت اردوها، مسابقات و قرارداد مربيان و عوامل تيم ها است. بخش اندکي از اين بدهي مربوط به هزينه هاي هتل و رستوران است و بخش عمده آن مطالبات افراد براي حق الزحمه است.»
به گفته شعاعي تمام اين بدهي مربوط به يک سال گذشته است چرا که در اين مدت چندين اردوي ناپيوسته سنگ نوردي و هيماليانوردي برگزار شده که هرکدام به طور متوسط 4 الي 5 ميليون تومان هزينه در بر دارد. البته قرار است سازمان تربيت بدني اين مبلغ را به تدريج بپردازد اما مشکل فدراسيون تنها به اين بخش منتهي نمي شود.
يک بدهي 26 هزار دلاري هم وجود دارد که در پي اعزام تابستان گذشته به پاکستان به وجود آمده تا جايي که تجهيزات و وسايل تيم ايران را در پاکستان گرو نگه داشته اند تا اين مبلغ پرداخت شود، شعاعي مي گويد؛ «هفته بعد اين پول را مي دهيم و وسايل را مي گيريم.»
هيماليانوردي فعلاً تعطيل
«
سال آينده صعود 8 هزار متري نداريم.» شعاعي که معتقد است با انجام هشت صعود در سال هاي گذشته فعلاً عطش هيماليانوردي برطرف شده است، با اعلام اين تصميم فدراسيون ادامه مي دهد؛ «البته اين تصميمي است که در مورد تيم ملي گرفته ايم. حالا ديگر طلسم شکسته شده و راه باز است. سياست ما اين است که اگر گروه هايي از استان ها تمايل به صعود داشتند، حمايتشان کنيم. با اين روش آنها هم مي توانند با سختي هاي صعود هاي هشت هزار متري آشنا شوند.» شعاعي يادآوري مي کند هنوز براي بسياري از گروه هاي کوهنوردي صعود به دماوند و زردکوه هم آرزويي دست نيافتني است. با اين حال به نظر مي رسد
فدراسيون کوهنوردي تمايل دارد انرژي اش را صرف راه اندازي و آموزش در بخش هاي ديگر مانند برف و يخ، امداد و نجات، اسکي کوهستان و غارنوردي کند.
هشدارها را جدي بگيريد
از شعاعي در مورد امنيت کوهستان مي پرسند و او بعد از توضيح در مورد مرمت مسيرهاي کوهپيمايي تاکيد مي کند بسياري از حوادثي که براي کوهنوردان پيش مي آيد از کنترل مسوولان خارج است و درواقع
اين کوهنوردان هستند که با بي توجهي به هشدارها خود را در معرض خطر مرگ قرار مي دهند. رئيس فدراسيون کوهنوردي مي گويد؛ «چاره کار فقط فرهنگ سازي است. بارها گفته شده تا 48 ساعت بعد از بارش، خطر ريزش بهمن وجود دارد اما هستند کوهنورداني که حتي به هشدارهاي مسوولان امداد توجه نمي کنند و ما فقط مي توانيم به آنها توصيه کنيم به تنهايي راهي کوه نشوند.»
ماکائو، تجربه يي تلخ
با گذشت چندي از بازگشت کاروان ايران از بازي هاي داخل سالن آسيا، هنوز دليل ناکامي تيم سنگ نوردي جالب به نظر مي رسد به ويژه آنکه دبير فدراسيون کوهنوردي ادعا مي کند اين ناکامي کاملاً طبيعي و قابل پيش بيني بود. افلاکي نه تنها لغو اردوهاي داخلي و خارجي را در عدم آمادگي سنگ نوردان موثر مي داند بلکه به مورد ديگري هم اشاره مي کند که جالب به نظر مي رسد؛ «
مدت هاست ديواره و گيره هاي سنگ نوردي تغيير کرده و مسوولان قبلي با وجود آنکه از اين مساله اطلاع داشتند هيچ اقدامي نکردند. ورزشکاران ما در ماکائو ناگهان با گيره هايي روبه رو شدند که تا به حال نديده بودند و ما تنها به دليل يک هزينه 10 تا 15 ميليون توماني بازي هاي داخل سالن را از دست داديم.» او ادامه مي دهد؛ «وقتي آقايان به فکر تامين امکانات اوليه نبودند ديگر صحبت از قول و قرارها براي استخدام مربي و طراح خارجي بي مورد است.»
اما به هرحال تمام اين مشکلات و گله مندي ها مربوط به سال هايي است که فدراسيون کوهنوردي در غياب رئيس و بدون نگراني از نظارت بر عملکردش پيش مي رود اما
حالا شعاعي نويد روزهاي خوبي را مي دهد که کوهنوردي از رخوت خارج شود و نفس بکشد.