|
|
عکس روز |
|
|
یه روز تعطیل ، کلکچال !
یه روز تعطیل / کلکچال / هوا کمی تا قسمتی برفی / ... پرسیدم : بچه کجائی ؟ گفت : بچه پائین ! گفتم : پس یه جورایی بچه محلیم ، کجای پائین ؟! گفت : افسرانیه !!! گفتم : هر هفته میاین کوه ؟ گفت : آمار می گیری یا خبرنگاری ؟ گفتم : نه بابا ، آمار چیه ؟... گفت : آره بیشتر جمعه ها ، زمستون ، تابستون ، گاهی کلکچال ، گاهی دربند و درکه ... بام بروئیم دیگه !! / گفتم : چی بام برو ؟! / آب بینیش رو با گوشه کاپشنش پاک کرد و گفت : بام تهران دیگه ! گفتم : آهان بام تهران ، ولی حسابی شلوغ پلوغ کردینآ ، کفشاتون هم که مناسب نیست ، مسیر باریکه ، خدای نکرده لیز می خورین ، بقیه هم دچار مشکل میشن ! گفت : اینجا کوهه دیگه مال همین حرفاس ، آدم میآد که لیز بخوره ، همش که نمیشه غصه خورد ! اصلا با این کفشا اومدیم که لیز بخوریم !! بچه مایه دارآ میرن پیست سر میخورن و اوف میشن ، ما هم اینجا ، بازم بالا ماله اونا ، پائین ماله ما ، خیالیه دادا ؟! گفتم : ولی ... گفت : ای بابا مگه نگفتی یه جورایی بچه محلی ، پس با ما باش نه سوسولگرا !! عکس های دیگری از این روز تعطیل و کلکچال را در خبرگزاری شهر ببینید ؛ اینجا و اینجا
|
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 9:25  توسط حسين رضايی |
|
||


