تبليغاتX
کوه نوشت - koohnevesht

koohnevesht - کـوه نوشت

بازخوردها و ارائه نظرات در خصوص کوهنوردی ، ارتباطات و رسانه و موضوعات اجتماعی ( رويکرد شخصی )

صعود به اورست بدون اکسیژن ...

سي‌اُمين سالروز فتح قله‌ي ‌اورست بدون ماسک اکسيژن
" مسنر" و "هابلر" و سوداي خودکشي يا ماجراجويي آگاهانه؟

هشتم مه 1978 نقطه‌ي عطفي در تاريخ کوهنوردي جهان است. در اين روز راينهولد مسنر ايتاليايي و پتر هابلر اتريشي، بلندترين نقطه‌ي کره‌ي زمين، يعني قله‌ي اورست، را بدون ماسک تنفسي فتح کردند. تنها سودايي بزرگ مي‌تواند پاسخگوي اين کار باشد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ایسنا )، سي سال پيش در هشتم ماه مه، دو کوهنورد در ارتفاع 8 هزار و 850 متري زمين قرار گرفتند، بدون آن‌که از ماسک اکسيژن استفاده کنند. اين کار خودکشي بود يا ماجراجويي آگاهانه؟ خودشان نيز به‌درستي نمي‌توانستند پاسخ دهند. در اين روز، راينهولد مسنر، زاده‌ي تيرول جنوبي (ايتاليا) و پتر هابلر اتريشي، را تنها يک رشته به‌هم پيوند مي‌داد: انگيزه‌اي قوي که عاقبت بر ضعف تن آنها فايق ‌آمد. لحظه‌اي شک و لحظه‌اي ديگر يقين، مسنر و هابلر را فرا مي‌گرفت. آيا اين کار حماقت است يا توصيه‌ي عقل سليم؟ داستان اين موج متناوب شک و يقين را ابتدا هابلر و سپس مسنر بازگو مي‌کند: «فشار رواني، به‌خصوص به‌هنگام صعود، خيلي زياد بود. چون ما نمي‌توانستيم باور کنيم که آيا واقعا قادريم بدون ماسک اکسيژن، در شرايطي که فشار سهمي اکسيژن يک‌سوم سطح درياست، پيش برويم،‌ بدون اين‌که بيهوش شده و به زمين بيافتيم. هر بار که استراحت مي‌کرديم، اين سؤال‌ها در ذهن‌مان تکرار مي‌شد‌: آيا هنوز هم عقل کافي داريم؟ آيا اين کار مسئولانه است؟»

صداي مسنر در آخرين استراحت طولاني، درست پيش از فتح قله، گواهي مستند بر اين حقيقت است که نه تنها تنفس، بلکه تمرکز و تفکر نيز برايش مشکل شده بود: «ما در 7 ‌هزار، 5 هزار، 500 متري‌، ما در 8 ‌هزار و 500 متري سطح دريا، در آخرين استراحت‌گاه هستيم. نسبتا سريع بالا آمديم. اما هوا بسيار بد است.» سرماي زير چهل درجه سانتي‌گراد، زوزه‌ي بادهاي توفاني. اکثر کوهنوردان حتي با ماسک‌هاي اکسيژن هم تاب چنين شرايطي را نياورده و بازگشته‌اند. اما مسنر و هابلر خيال بازگشت نداشتند. مسنر مي‌گويد: «در آخرين مرحله‌ي صعود، بيش از اين‌که روي پاهايمان راه برويم، ‌بر روي زانوها و دست‌هايمان بالا مي‌رفتيم، چار‌ه‌اي نبود، وگرنه نمي‌توانستيم.»

حدود عصر بود که سرانجام مسنر و هابلر به فراز قله‌ي اورست رسيدند. زمان، زمان در ‌آغوش گرفتن، ضبط کردن صدا و عکس گرفتن بود. اما هيچ کدام از اين‌ها نمي‌توانست احساس آنها را همان‌طور که مسنر مي‌گويد، بازگو کند: «هيچ چيز نمي‌تواند وضعيت ما را توصيف کند، چرا که به مغزمان خون کافي نمي‌رسد و همه چيز بسيار کند پيش مي‌رود، نه‌تنها راه رفتن و صعود کردن، بلکه همه چيز آهسته است، خيلي آهسته. انگار که مغزمان فلج شده است.» مسنر ادامه مي‌دهد: «در همه‌ي بدنم آرامش حکمفرماست، مثل کسي نفس مي‌کشم که همه‌ي زندگي‌اش را دويده باشد.»

پتر هابلر به هنگام پايين آمدن، سر از پا نمي‌شناخت. با سرعت هر چه تمام‌تر به زير مي‌آمد تا باز به ارتفاعاتي برسد که تنفس در آن راحت‌تر است. با وجود اين، کوهنورد اتريشي تأکيد مي‌کند که به همراه همپايش، مسنر، موقعيت را تحت کنترل خود داشتند: «ما کساني نيستيم که در کمپ اوليه‌ي اورست، کرامپون را به کفش‌هايمان بسته و هوس امتحان‌کردن به سرمان زده باشد، چرا که قبلا هرگز اين کار را نکرده بوديم. ما بسيار آموزش ديده و تمرين کرديم و در پايان هم تنها بايد هم‌پاي ايده‌آل را پيدا مي‌کرديم؛ من راينهولد را انتخاب کردم و او نيز من را.» همان‌طور که مسنر مي‌گويد‌، سرانجام او و هابلر نشان دادند که: «قله‌ي اورست بدون ماسک اکسيژن هم قابل فتح است.»

اما با وجود اين‌که اين فتح، ‌انقلابي را در تاريخ کوهنوردي پديد آورد، کمتر کسي از آن استقبال کرد. از آن زمان تاکنون، قله‌ي اورست 3 هزار و 700 بار ديگر فتح شد، اما به نوشته ي " دويچه وله" تنها 4درصد از اين تعداد حاضر شدند، مانند مسنر و هابلر، از ماسک اکسيژن صرف‌نظر کنند.

2 نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 8:16  توسط حسين رضايی |