|
|
عقل و عشق (سوم محرم ) |
|
|
عقل و عشق
عقل می گويد بمان و عشق می گويد برو ؛ و اين هر دو ، عقل و عشق را ، خداوند آفريده است تا وجود انسان در حيرت ميان عقل و عشق معنا شود، اگرچه عقل نيز اگر پيوند خويش را با چشمه خورشيد نَبُرد ، عشق را در راهی كه می رود ، تصديق خواهد كرد ؛ آنجا ديگر ميان عقل و عشق فاصله ای نيست . اين قافله ، قافله عشق است و اين راه كه به سرزمين طف در كرانه فرات می رسد ، راه تاريخ است و هر بامداد اين بانگ از آسمان می رسد كه :الرحيل ، الرحيل . از رحمت خدا دور است كه اين باب شيدايي را بر مشتاقان لقای خويش ببندد. اين دعوت فيضانی است كه علی الدوام ، زمينيان را به سوی آسمان می كشد و ... بدان كه سينه تو نيز آسمانی لايتناهی است با قلبی كه در آن ، چشمه خورشيد می جوشد و گوش كن كه چه خوش ترنمی دارد در تپيدن ؛ حسين ، حسين ، حسين ،حسين . نمی تپد ، حسين حسين می كند . سيد شهيدان اهل قلم |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1383ساعت 21:30  توسط حسين رضايی |
|
||
