تبليغاتX
کوه نوشت - koohnevesht

koohnevesht - کـوه نوشت

بازخوردها و ارائه نظرات در خصوص کوهنوردی ، ارتباطات و رسانه و موضوعات اجتماعی ( رويکرد شخصی )

هنر مردن(هفتم محرم)

هنر آنست كه بميري ‍، پيش از آنكه بميرانندت

مبدا و منشا حيات آنانند كه چنين مرده اند

گفته اندآنگاه كه حُر بن يزيد رياحي از لشكريان عمرسعد كناره مي گرفت تا به سپاه حق الحاق يابد ، « مهاجر بن اوس» به او گفت : « چه مي كني؟ مگر مي خواهي حمله كني ؟ » ... و حُر پاسخي نگفت ، اما لرزشي سخت سراپايش را گرفت. مهاجر حيرت زده پرسيد : «والله در هيچ جنگي تو را اينچنين نديده بودم و اگر از من مي پرسيدند كه شجاع ترين اهل كوفه كيست، تو را نام مي بردم. اما اكنون اين رعشه اي كه در تو مي بينم از چيست؟»
محتضران را ديده اي كه هنگام مرگ چه رعشه اي بر جانشان مي افتد؟ آن جذبه عظيم را كه از درون ذرات تن، جان را به آسمان لايتناهاي خلد مي كشاند كه نمي توان ديد... اما تن را از آن همه ، جز رعشه اي نصيب نيست . اين رعشه، رعشه مرگ است ؛ مرگي پيش از آنكه اجل سر رسد و سايه پردهشت بال هاي ملك الموت بر بستر ذلت حُر بيفتد ... موتوا قبل ان تموتوا. اينجا ديگر اين حُر است كه جان خويش را مي ستاند، نه ملك الموت. پيش چشم سٌرادقات مصفاي عشق است، گسترده به پهناي آسمان ها و زمين، نورٌ علي نور تا غايت الغايات معراج نبي؛ و در قفا ، گور تنگي تنگ تر از پوست تن ، آن سان كه گويي يكايك ذرات تن را در گوري تنگ تر از خود بفشارند.
حُر بن يزيد ، لرزان گفت :« والله كه من نفس خويش را درميان بهشت و دوزخ مخير مي بينم و زنهار اگر دست از بهشت بدارم، هر چند پاره پاره شوم و هر پاره ام را به آتش بسوزانند!» ... و مركب خويش را هِي كرد و به سوي خيمه سراي حسين بن علي بال كشيد.

شهيد سيد مرتضي آويني

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1383ساعت 9:43  توسط حسين رضايی |